خرید بک لینک

به میدان نزدیک شدم .پنجاه نفری از خانمها دوروبر ایستگاه صلواتی چای جمع شده اند که غالبا دختر خانمهای نوجوانند.دوروبر ورودی میدان هم بیست سی نفر از خانمهای پیر و مسن نشسته اند و جلوی سکو هم همین تعداد از خانمهای بچه بغل و...

به میدان نزدیک شدم .پنجاه نفری از خانمها دوروبر ایستگاه صلواتی چای جمع شده اند که غالبا دختر خانمهای نوجوانند.دوروبر ورودی میدان هم بیست سی نفر از خانمهای پیر و مسن نشسته اند و جلوی سکو هم همین تعداد از خانمهای بچه بغل و سی چهل ساله.مردها هم ان طرف میدان با تعداد اندکی ایستاده اند‌. پرچم گیران دور میدان هیچکدام نیستند‌. حتی آن خانم شوهر مرده که فرزند شهید است! حتی نیروهای بسیجی و نظامی مراقب میدان!

مردهزاره ای که بعضی وقتها بجای طلبه ی سید میدان سخنرانی میکند ناگهان حرفش را فطع کرد و میکروفن را جلوی گوشی اش نگه داشت و گفت لطفا گوش کنید

انگار آقای طلبه سید بود.از عتبات عالیات تماس گرفته بود و از حال و هوای اربعین سخن میگفت .

من: خوش به سعادت آقا سید.پارسال نیت کردم که من هم به پیاده روی بروم.اما هنوز اینجا هستم‌. البته نمیدانستم مهمان جلیلی چون آقای شهید ایران دارم.حالا چه حال و هوای غریبی اینجاست.نکند رفقای پرچم نگه دار من هم پیاده روی اربعین رفته باشند؟!

دل: چه با همدیگه!

من: چی چه باهمدیگه؟

دل: همون خانم فرزند شهید و مرد نظامی دیگه

من: منظورت اینه باهم رفته اند عتبات؟

دل: شاید باهمند.تمام این مدت هم سرکار بودی.با آن شکم برآمده اش فقط اون خانم را می پاییده .برگرد خانه .نمیخواهم این وضعیت را تحمل کنم .احساس شکستگی دارم.تمام این مدت آن مرد به او توجه داشته.

من : این چرندیات چیه بلغور میکنی؟ به اختیار تو نیامدم که به دستور تو بروم.

انگار یکی از خانمهای خط مقدم رسید.

من: سلام خانم .شب بخیر .قبول باشه.چه خوب که شما رو دیدم. هیچکس از دوستان نیستند انگار؟

معمای نگاه ۱۶

خانم : سلام عزیزم! اتفاقا هر شب زکیه به من پیام میداد.امشب خبری ازش نیست.

من: همون خانم که کنارش بودید دختر شهیده؟

دل: پس اسمش زکیه است!

خانم : بله .راستی ما یک گروه افتتاح کردیم خانمهای آشنا رو که باهم دوست شدیم عضو میکنیم.میخوای تو هم باشی؟

من: هدف گروهتون چیه ؟

خانم : سیاسیه.عضوت میکنم.

من : خیلی هم خوب.اینم شمارمه

دل: دیگه حرفی ندارم .واقعا اینجا سوت و کوره.خبری از عشق نیست.

من: امشب بیشتر میمونم. فقط به این نیت که روی تو کم بشه دل

دل: تو همیشه ساز خودتو میزنی

من: اتفاقا این تویی که ساز میزنی و مجبورم میکنی به نظر تو باشم.خزعبلات خودت را می بافی، از آسمان گرفته به ربسمان میچسبانی.تو که میدانی زکیه میگفت دیگر ازدواج نخواهم کرد .آن موقع تو چطور با مرد نظامی راهی کربلایشان کردی؟!

دل: کار من عشق ورزیدن است.و البته دوست داشته شدن .از من چیزی دیگر نخواه

من: اینجا فقط حکم عقل است و سیاست و جنگ .پس ساکت باش.

دل: همیشه خفه ام کن .نوبت منم میرسه.

سوالات متداول

مهم‌ترین نکات درباره میدان چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره میدان در متن مقاله بررسی شده است.

معمای نگاه ۱۶ چیست؟

در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با معمای نگاه ۱۶ بررسی شده است.

چرا معمای نگاه ۱۶ اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

برچسب: نویسنده: halname تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 15:32

صفحه بندی