دل: ملاک های من ملاک های من هستند. تو هم مجبوری ملاک های مرا انتخاب کنی .چون طبق ایه ی قران در یک قفس دو دل نگنجد
دل: ملاک های من ملاک های من هستند. تو هم مجبوری ملاک های مرا انتخاب کنی .چون طبق ایه ی قران در یک قفس دو دل نگنجد
من : متاسفانه بله .
وسط میدان مشغول پرچم گردانی ام ولی مجبورم با دل دیوانه ام بحث کنم و نیامدن مرد نظامی را توجیه کنم! این چه وضعی است؟ مگر من وکیل او هستم؟ اصلا چه ارتباطی بین او و من است جز چند نگاه تصادفی که در هم گره خورده و چه بسا با همه ی اهالی هر شب این میدان هم گره خورده است.
مثلا ان مرد معلول ذهنی که با پرچمی بسیار بزرگ دور میدان میچرخد و گاهی با لبخندش منتظر تاییدم است یا ان خانم پیر که گاهی با همسرش کنار من می ایستند و هر شب چیزی بمن و پسرها هدیه میدهد.
یا ان مرد شوخ قد بلند که نمیدانم چطوری پسرم را ساکت میکند و آرام در کنار خودش نگه میدارد؟
همه آن روی فرشته خوی شان را نشان بقیه میدهند .همان رویی که در بهشت با ان شناخته میشوند .جز من که بطور احمقانه ای یک دل بی صاحب را نگه داشته ام و دادم دست دل خودم تا اینطوری پخته اش کند و بعد ریز ریز کند و بریزد کف میدان.بیچاره من ، بیچاره دل ان مرد دلباخته که حالا این دل بی ثبات و باری به هر جهتم که همه چیز را در گونی اوهام ریخته و تحویل من میدهد.امشب هم دنبال بهانه در چرخه اش که بتواند از آن شکستگی خودش را خارج کند وبزند زیر میز و همه چیز را به حال قبل بازگرداند.
بهانه ای به اسم حسادت نسبت به رقیب فرضی که در این اوضاع نه اصل موضوع که دلباختگی است ثابت شده و نه خواستن و نه حالا ورود رقیب!
من: بیا وبرای یک بار هم که شده بگو اصلا دل ان مرد چه به دردت میخورد.به سبک سازش کاران بیا ان را بده تا برود دنبال بخت و اقبالش خب؟
دل: بد فکری نیست.اما تو بگو معمای نگاههای آن مرد را به خودت میدانی؟
من : دانستن یا نداستنش چه دردی دوا میکند؟ او هم یک مرد است و غرایزی دارد.فارغ از اینکه هدفش چیست من خودم را در حد و اندازه ی برتری ببینم و در دام نگاهش نخواهم افتاد .
دل : تو که دیدی هر بار فرار کردی او بیشتر به دنبال نگاهت بود. منم دلم . جز خواستن و خواسته شدن نمیخواهم .امشب هم معلوم است که رقیب خواستنی تر است و هر دویشان نیامده اند. ترجیح میدهم تو را به حال خودت بگذارم
من : آه از دست تو.شاعر خوب گفته ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد .بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد.
پا نوشت :
نظر سنجی
کیا مایلند این داستانک در این مرحله به پایان برسه؟
کیا خواهان ادامه اند؟
پاسخ به نظر اقای دکتر: فتوای ولی امر مسلمین اینه که جهاد خالصا مخلصا لله باشه.لااقل قهرمان داستان باید بفهمد.اما جواب نظرسنجی دو کلمه است.بله .خیر.کدام؟
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به ملاک در این گزارش ارائه شده است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره دنبال در متن مقاله بررسی شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با ادامه ی معمای نگاه ۱۶ بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: halname